تبليغاتX
منگنه
 
متن سخنرانی مهدی حسین زاده در روز بزرگداشت تیرداد نصری 

 

 

                                    به نام خدا

                     با سلام به دوستان عزیز و سروران گرامی

پیش از هر چیز ازشاعر ارجمند علیرضا بهنام و یاسین نمکچیان عزیز بخاطرتلاشهایشان در برگزاری مراسم امروز بی نهایت سپاسگذارم و همچنین با احترام به خانواده ی محترم تیرداد نصری که در جلسه حضور دارند

 

نوشتن از تیرداد نصری فراغت بسیار می طلبد وکنکاش در تلاش او در شعرو نقد عرق ریزان بسیار .......

تیرداد نصری  دارای دو وجه هنری است که در هر دو وجه به افق های روشنی دست یافته است و نمی توان از کنار یکی از آن دو به اسانی گذشت . چه در طول سالهایی که از نزدیک با او حشرو نشر داشتم و از او می آموختم نیز خود به اندازه ی کتابهای بسیاری جای تامل و توقف دارد و دریغ که حجم انبوهی از دریافت های تیرداد نصری عمدتآ به شکل شفاهی میان مکالمه با دوستان شاعرش به منحصه ی ظهور می رسید . خود او اعتقاد بسیاری به گفتگو داشت  به گفته ی خودش در خلال گفتگو به افق هایی دست پیدا می کنیم که شاید در هیچ کتابی نتوان به آنها رسید.از این رو با شاعری طرف بودیم که از هر فرصتی برای انتقال آموخته های خود چه در زمینه ی شعر و چه در زمینه ی نقد ادبی بسیار پر انرژی و خستگی ناپذیر بود  گویی در دیالوگ ها و مکالمات خود به نوعی لذت درونی دست می یافت که حاضر به تعویض آن با هیچ موقعیت دیگری نبود ...هیچ چیز به اندازه ی بحث در مورد شعر برایش جذاب و هیجان آور نبود   سیری که تا آخرین لحظات عمرش نیز ادامه پیدا کرد.

من به عنوان یکی از شاگردانش این سعادت را داشتم که حتی در غیاب او نیز از دریافت هاو بحث های جدی او در مورد شعر و نقد ادبی چه از طریق مکالمات اینترنتی چه از طریق تلفن بهرمند می شدم و از نگاه ظریف و دقیق او و مباحثی که بدون پرداختن به حاشیه ها عنوان می کرد استفاده های بسیار برده ام و این افتخار اگر چه شاید در نظر دیگران کوچک بیاید اما من به آن می بالم که شاگرد شاعری بودم که حتی یک مجموعه هم از خود منتشر نکرد اما شاگردان بسیاری تربیت کرد که هر کدام امروز تحولات و خیزش های ادبی خود را مدیون او هستند. و هیچ گاه فروتنی و بزرگواری این مرد را در راه یاد دادن و آموختن از یاد نخواهند برد چیزی که به عینه در مورد شعرها و نقدهایش نیز اتفاق افتاده است.

 

در ادامه به دو وجه  شخصیت ادبی تیرداد نصری که مطرح کردم می پردازم و هر بخش را با نامهای خودش پیش می برم :

 

 تیرداد نصری شاعر

 

تیرداد نصری با عنوان شاعر  شناسنامه ایی مجزا و منحصر به خود دارد که شامل جهانی یکه و قا ئم به ذات است . شعر تیرداد شعری انسان مدارانه با رعایت زبانی شاخص و پایبند به فرمی  درونی است .

فرم یکی از دغدغه های همیشگی نصری بود تا آنجا که یک شعر را به عینیتی دیداری نزدیک می کرد تا ساختاری متکی به مفاهیم صرف. هر شعر تیرداد متکی به حلقه ایی زبانی است که جهش ها و نوسانات بین اشعار او به حداقل می رسد و در سیر آفرینش خود متکی به پایبندی در رعایت نحو کلامی و شاخصه های شعری خود بود تا اینکه از نحو و زبان دیگر شاعران  تا ثیر بپذیرد . و این امر در شعر او به یک شاخصه بدل شد که هیچ گاه خوشبختانه رنگ نباخت و از حرکت نیایستاد .  

شعر تیرداد خود دارای دوشناسنامه است  : 1. شعرهایی که در ایران سرود که در دو مجموعه ی اینترنتی با نام های (و در همه بندر گاه ها از کشتی گم شده حرف بود) و دیگری (دو قدم به خاکستر)

مجموعه ی اول شامل 27 شعر و مجموعه ی دوم دارای 16 شعر می باشد

  2. شعرهایی که در غربت سرود که در شعر بچه های محل  که دارای بخش های مختلف از لحاظ زمان سرایش است که  متاخرند.

در بخش اول (دومجموعه)غالبآ با اشعاری طرف هستیم که از لحاظ شعری دارای فخر زبانی و ساختاری است :

( بر خاستن وُ حرکت
 اما به کجا وُ چرا؟
 «چقدر» مهم نيست ، که تو
 همانطور که نم نم باران بر شانه هات می نشيند به راه افتاده ای .
 می گويی : پياده - بدون چتر
 می نويسم : نشسته پشت فرمان . . . . . . . . . آرام ، آرام .  

 می روی( می رانی)
 در روبرو قطره های سوزنی باران بر آسفالت می شکند در هر گام
 در هر گام چيزی به همراه تو می آيد : يادمانی نزديک)

در پس اینگونه شعرها با حضور شاعری طرف هستیم که همه چیز را در مقیاس خود می گنجدو روایت می کند و

ازاین منظر شعر هایی با تشخص دانای کل _شاعری است که گاه حتی روایت را به خرده روایت می کشاند و جز پردازانه می شود:

( سال های پيش ولی بهتر بود در پشت دکه سيگار فروشی وُ
کنار سه۳
صبح

کنار شير خشک نستله وُ سيگارها وُ بيسکويت وُ ويفر
و کنار « تأويل متن - جلد اول و دوم »
و کنار شعر .
و نه کنار باد زمستانی . . . . . . درون باد زمستانی :
همراه با تلمبه زدن به چراغ زنبوری
همراه با اخم مأموران « دير وقت ست . ببند ! »
همانجا بود که نوشتی «
. مردمی که زاده نشدند/ می نگرند به اين گفتگو»
و همانجا بود که نوشتی «
.. در سقوط لبخند زدم/و در کنار مرده ام پای کوبيدم»

 ونیز در برخی شعرها که با زبانی فاخر وارد شعر می شویم و کلیتی تقدس گونه به ساختار شعری می دهد

و کلیت شعر را به گونه ایی به ساختاری همز مانی ـ  در زمانی بدل می کند:( در ابتدا برکت بود وُ برکت بود وُ برکت بود
 و من در دريا بودم من
 کنار پسرانی که مرا از آب می گرفتند

 در شاخه ها بودم من
 کنار دخترانی که مرا از درخت می چيدند

 و در کتابها بودم
 کنار عاشقان که مرا لابلای کلام می جستند)  یا در شعر دیگری (آمده بوديم آشتی كنيم
نام همه ی روياهای مقدس را مي دانستيم

آمده بوديم تا نخستين ترانه دنيا را باز بخوانيم :
سنگها را جابجا كنيم
مزارع را شخم بزنيم
به باغچه ها برسيم

آمده بوديم تا فلز و عاطفه را به هم گره بزنيم -
به چراغاني كوچه ها آمده بوديم
به چراغاني منزل ها) و نیز در بعضی طنزی تلخ را به خواننده عرضه می کند :( مهتاب
 يکپارچه
 زيباست
 هر وقت به چشم خورد
 در خاطرم اناری بر سنگفرش حياط ، شکست . 

 زيباست
 مثل زنم که دستهاش دو انگش
تند

  زيباست
 کبودی زير چشم زني ست که يکروز
 هزار بار از تيمارستان گريخت

 زيباست و من هرشب مهتابی
 عصا – نفس زنان
 از پله ها
 بالا می روم . . . . . .)

و نیز شعر سه سقوط که از تشکل ساختاری و نیز فرمی قدرتمند بر خوردار است و بین حرکتی عینی و ذهنی در نوسان است و یکی از شعر های معروف او نیز به شمار می رود: عینیت در روایت و نیز حرکت در تخیل که در ساختاری سورئالیستی اجرا می شود جایی که هم تصویرها در سقوط ها ی درون شعر(3 سقوط) دارای کنش هستند هم روایتی که شاعر پی گرفته شعر را به ژرف ساخت های محتوایی رهنمون می کنند

در بخش دیگر که شامل شعرهای متاخر او در غربتند با زبانی سیال و طنزی ظریف که کمتر در آثار پیشین نصری موجود بود روبرو می شویم که حتی حرکت به سمت جز کردن راوی و نیز تمایل به کاراکترایز کردن متن به چشم می خورد این طنز چه در زبان نصری به شکل طنز زبانی نیز عیان می شود و شاعر می کوشد زبان را از ثقل و سنگینی آن جدا کند و به سمت ریتم های تندتری برود که در چند شعر نسبتآ بلند او به چشم می خورد.

چیزی که در مورد تیرداد نصری وجود دارد اینکه او اگرچه دور از زبان مادر ی و در جامعه ایی انگلیسی زبان به سر می برد اما از پرداختن و خواندن متون شعری جدید غافل نمی شد که این امر تاثیر خود را بر زبان نصری گذارد

و شعرش را از پرداختی صرف به فرم به سمت لا یه های تازه ی  زبانی پیش برد .

خلاصه اینکه شعر تیرداد نصری هرگز از حرکت باز نیایستاد و به پویایی و حرکت خود تا آخرین روزهای عمر شاعر ادامه یافت و امروز می توان روی شعر های او به شکل مجزا توقف کرد و خوانش های متعددی از آنها ارائه نمود .

 

تیرداد نصری متنقد

 

نقدهای تیرداد نصری بر مجموعه ی(شکلی در باد)و ( تربت عشق و جمهوری زمستان) سروده ی فرشته ساری – (چها دهان و یک نگاه) مهرداد فلاح – (ما آن شقایقیم) از محمد علی محمدی – (پیاده آمده بودم)از محمد کاظم کاظمی و کتاب های (جامعه)و (شینما)ی علی عبدرالرضایی و نیز چندین نقد و خوانش بر شعرهای دیگر شاعران از ظهور منتقدی در عرصه ی ادبیات خبر می دهد که با دریافت های خود مبتی بر شناخت متن و نگاهی دقیق و همه سو نگر به جرات می توان اذعان کرد که نقد مدرن ادبی را در ایران به خوانندگان شعر معرفی نمود نقدی بدون حاشیه بدون پرداخت های غیر ضروری به نام ها ی غربی و کاملا مبتنی بر دریافت های خود نصری در حیطه ی نقد ادبی و جالب اینکه در هر نقد او ما با رویکردی زبانی نیز از سوی متنقد مواجه می شویم که متن نقد را به دایره ی زبانی منتقد وارد می کند و آن را به بازی می گیرد و در خلال نوشتار به لا یه های درونی متن نقب می زند.

نقد او بر جامعه و نیز شینمای عبدر الرضایی خود دارای موارد بسیاری است که از نامگذاری های متعدد مانند (شر-عرفان) و (خیر- مرجع) و .... گرفته تا لایه هایی که

با خواندن نقد بیشتر می توان با آن آشناشد بخشی از نقد او:

 

جامعه خوانی

 

از ((نه تو آدم نمی شوی)) در متن تثلیث تا((نه! تو شاعر بشو نیستی پسر!)) در همان کتاب جامعه خود مرجعیت فرهنگی در محاصره ی دو حلقه ی زبانی متفاوت که همزمان در فرافکنی فرهنگی همین خود مرجعیت با هم شراکت دارند گیر افتاده.

این حلقه ی دوم زبانی همانا زبان فرهنگی_ادبی آن قشری است که با متن متن شاعرانه

و خلاقیت ادبی سرو کاردارند. یا خواننده ایی خلاقند یا شاعر و مولف که فرافکنی اش ترکیبی است از  آری و خیر. نمی داند به چه کاری مشغول است ولی در عین حال در جستجوی نقدی محرک است . نیت شراکت در خلق جهان نداشته با شرکت موثرتر

در خلق جهان خلاقیت های ادبی به مکالمه با زبان می پردازد تو را لخت می کند تا به زعم خود لباسی متناسب تر بپوشاندت یک تقریبآ خیر- مرجع است و عناصر زبانی اش از هیچ دستور زبانی دستور نمی گیرد.

(( نه تو آدم بشو نیستی پسر!)) ابعاد زبانی اش حلقه های سازمان یافته ی دولتی – شبه دولتی مسلح و شبه مسلح بودجه پذیر یا ناپذیر  دفتر و دستک دار یا بدون آن و بالا خره نه تنها خیر_ مرجع را بلکه همه و همگان را محاصره دارد و خلا صه ی کلام اینکه ((نه!تو آدم بشو نیستی)) نشانه های زبانی اش پیش از اینکه از حال و اینده بیاید با  بار حسی که آشناست از گذشته می آید:آدم – حوا – سیب – بهشت – ما ر و ... و به دنبا ل آن هابیل – قابیل – کلاغ و تکه سنگ سخت و .... که ادغام آن بار حسی و این عناصر زبانی  طرح عظیم یک شر – عرفان را پی می ریزد.))

نصری در نقد شعر سعی می نمود تا یک شعر را از زوایای گوناگون و با توجه به امکانات خود شعر تحلیل کند و با بهرگیری از نشانه ها ی درون متن به واکاوی اثر بپردازد و در مواردی که شعری مشابهتی در اجرا به شاعران دیگر پیدا می کرد با ارائه ی نمونه به بررسی نوع اجرای اثر می پرداخت . نصری در نوشتار نقد شدیدآ به ارائه ی مثال معتقد بود و تا کید می کرد هر نوشتاری در حیطه ی تئوری و نقد ادبی با ارا ئه ی مثال باید باشد تا هم نویسنده بهتر بتواند روی موارد مطروحه متمرکز شود و هم خواننده بهتر با اثر نقد احساس نزدیکی پیدا کرده به نوشتار اعتماد پیدا کند.از این روبه هرگونه ارائه ی نظریه بدون آوردن دلیل و نمونه چه به شکل شفاهی و چه مکتوب حد المقدور اجتناب می کرد.

نقد نویسی تیرداد نصری نمونه نوشتاری پراتیک است چرا که در متن او نقد به شکل منفعل در خدمت اثرنیست بلکه خود دارای ظرفیت های گوناگون و کنش های مختص خود است و اثر را به افق های بازتری می برد.و در این  بین خود به متنی مستقل با  ساختاری مستقل بدل می شود.

نگاه انتقاد ی نصری در سالهای اخیر با خواندن متون مختلف به ارتقایی قابل قبول دست یافته بود آشنایی او با آثار پست مدرن و همچنان نقد پست مدرنیستی شمول و ظرافت های بیشتری به نگاه او داد. خواندن متونی همچون نظریه ی ادبی تری ایگلتون و بینامتنیت اثر گرا هام آلن و همچنین نویسندگانی همچون رولان بارت _ژولیا کرستوا

و نیز آثار نویسندگانی همچون ریچارد براتیگان _ آلن کینگز برگ و ..... به نگاه خلاقانه ی او کمک های شایانی می کرد آنهم با نوع خواندن نصری که بسیار موشکافانه و دقیق بود همچنین به ادبیات داستانی و خواندن داستانهای  گوناگون از جمله داستانهای مارکز و دیگر نویسندگان اروپا و امریکا علاقه ی وافری داشت .

نحوه ی خواندن تیرداد به این شکل بود که مثلآ یک پاراگراف از ورودیه ی یک داستان را بارها می خواند ومی گفت:(( می خواهم ببینم که نویسنده مثلآ از ورود کارکتر از در خانه تا نشستن برروی صندلی چگونه فضا را توصیف می کند این امر در شعر کمک بسیاری در روایت شعر می کند چرا که در شعر شاعر باید با ریتم تندتری به این امر برسد با کمترین استفاده ی واژگانی ........))

و دیگر اینکه در این اواخر به شعری می اندیشید که شعر ی به قول خودش پرحجم باشد شعری که در آن نام ها و مکانهای بسیاری بیاید و بتوان از آنها مصادره ی شعری نمود و می گفت آمدن نامها و عناصر عینی اگر به درستی به استفاده در آید با شعری پر انرژی وزنده طرف خواهیم بود و این کاری بسیار سخت است در شعر.....

 

 

در پایان از تمام عزیزانی که در این بزرگداشت شرکت نمودند نهایت سپاس را دارم

و همچنین از بزرگوارانی که در برپای این بزرگداشت تلاش نمودند .

و امیدوارم آثار هنرمندانی مانند تیرداد نصری بیشتر مورد باز خوانی و کنکاش قرار گیرد و منتقدان و شاعران گرامی بیش از پیش در راه شنا ساندن او به نسل جوانتر

کوشا باشند.

 

 

با احترام مهدی حسین زاده              تهران - ۲۷/8/1386

 

 

|+|
نوشته شده توسط مهدی حسین زاده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386 و ساعت 21:24