تبليغاتX
منگنه
ارائه ی نمونه شعرهای ادبیات رادیکال بومی به همراه دلایل و بررسی آنها 
در این پست سعی خواهد شد نمونه آثاری که می تواند در زمره ی شعر رادیکال

 بومی قرار گیرد همراه با بررسی در اجزا و مواردی که می تواند این آثاررا در این

طیف جای دهد را معرفی خواهم کرد.

((مقدمه))

در مورد مقاله ی مازیار عارفانی

چیزی که در وحله ی نخست بسیار ضروری به نظر می رسد تا کید این نکته است که موارد ذکر شده بر اساس شعرهای تا زمان نگاشتن این مقاله است .....کما اینکه با آمدن متن های دیگر در آینده المان های ذکر شده به عنوان مولفه های شعر رادیکال .....به چالش کشیده شود ....که این امری دور از ذهن نیست .....و روند طبیعی هر جریان خلا قه ایی در هنر و ادبیات .....چنین است ....

اگر این اصل را بپذیریم که این مقاله در صدد بازگو کردن شاخه ایی از شعرهاست که دارند به گونه ایی خاص در اجرا (رفتار)می کنند ....که این به اصطلاح (رفتار) در (نوع نگاه )به جهان پیرامون شاعر است .....که در حوزه ی پراتیک خود را برجسته می کند
می توان آرام آرام به وجوهی که این متن به آنها اشاره می کند ....نزدیک تر شد.

مهمترین اصل به عقیده ی من برای معرفی یک (شاخه)یا (جریان) ....به میان آوردن نمونه آثار است.....تا نمونه ارایه نشود تا مثال آورده نشود نمی توان به تبیین یا قبولاندن فرضیه ایی حتی نزدیک شد.

بستری که این (جریان) به آن رسیده باز می گردد به شعرهایی که از چند سال پیش تا به امروز توی انجمن شعر و بین بچه ها دارد کار می شود و حضوری بی ادعا داشته و
هنوز هم دارد .....شاید بتوان رد پایش را از متن های تیرداد نصری- مهرداد عارفانی
و بچه های دیگر گرفت ....حتی غزل های روایی ابولفضل حسنی که در زمان خود پیشنهاد دهنده بود.... و حالا کم کم به بستری رسیده که شاید با متن های آن سالها تفاوت های ما هوی داشته باشد اما سیری زمانمند و پر تلاش را طی کرده است تا به اینجا برسد .......اگر از کسانی که به این انجمن آمد و شد داشتند و با بچه های این انجمن بوده اند بپرسید خواهند گفت که کار برایشان جدی بوده و هست ..... از گذشته تا به امروز و این حرف را بدون هیچ تعارفی می زنم .....
این بچه ها تا به امروز هیچ ادعایی نداشتند که خارج از حیطه ی کار ادبی مثلا برای کوباندن جریان یا نظریه ایی باشد ....از زمان آقای نصری تا به امروز......
پس نمی توان ادعا کرد که این بحث ها و نظریه ها یک شبه برای مطرح شدن و
غیره .... بیان شده ..... بلکه سیری تاریخی داشته وآرام ارام حالا به عنوان (پیشنهاد) به شعر امروز ایران مطرح شده است نه چیزی بیشتر ...نه چیزی کمتر....

نکته ی بعدی این است که هیچ لزومی ندارد که همه با این جریان هم سو شوند
یا آن را بدون اندیشه بپذیرند ....که این در اساس با هدف ما متفاوت است .....

بلکه این راه طیفی را در بر می گیرد که نمونه هایشان در این نگرش جای می گیرد و این امر را آثارشان می گوید ..... با نگاهی که به آثار دوستان دیگر از شهرهای دیگر
انداخته ایم ...این مولفه ها در آثار برخی از دوستان مشاهده می شود که آن آثار به عنوان نمونه ارایه می شود .....

این (حرکت) هنوز در آغاز راه است و هنوز متن های بیشماری آفریده نشده اند
پس هنوز جا برای کار بسیار است که نیاز به کنکاش برای خواندن آن آثار و معرفی آن ها ست .....

کار بعدی من و دوستانم ارایه ی نمونه هاست تا دوستان عزیز بهتر بتوانند با مبانی نظری که برخاسته از دل این آثار است ..... آشنا شوند.

این جریان کاملا بی ادعاست و به تمام فرم های شعری احترام می گذارد .

بررسی شعر(دموکراسی) رامین حاجی کریمیان

(دموکراسی)
--------------

مادرم می رود بیرون


اما با چادر

فقط چشم و بینی اش پیداست

پدرم وقتی می خواهد برود

بیرون

شلوار لی می پوشد

آستین کوتاه تن می کند

موهایش از موهای

مادرم بلندتر است

حتی روسری هم نمی بندد .

---------------------------------------------------

کنش این متن بر پایگانی پست مدرنیستی استوار است(من این را در مورد هر اثری به کار نمی برم)
این متن از آغاز با عنوان بندی (دموکراسی) یکی از حیاتی ترین کنش های پست مدر نیستی یعنی طنز را در اثر پی می ریزد و این طنز از همان عنوان اثر کارش را با متن آغاز می کند: در کمتر اثری می توان چنین کنش(فعالی) از یک (عنوان) مصادره کرد
و این عنوان چون حربه ای دستاویز راوی می شود تا تمام خنجر هایش را وارد بدنه ی
متن و به تبع آن وارد پیکر رو به اضمحلال جامعه ای سردرگم و در گیر با محتواهای سنتی و در حال استحاله به وضعیتی مدرن وارد می کند.

این متن از معدود متن هایی است که در آن نه آدم خوبی پیدا می شود و نه ادم بد
(همان چیدمان سیاه-سپیدی): آدم ها به همان اندازه که مقصر نیستند همه گی مقصرند (یاد شخصیت های کافکا می افتم که همگی بدون اینکه گناهی مرتکب شده باشند....مقصرند!!!!) و این (گناهکاری) همان سرگیجه ای ست که در متن
اجرا می شود و در جامعه ی( راوی )به شکل ملغمه ایی از تفکرات سنتی در برابر
مدر نیسمی که تنها می توانند ادایش را در بیاورند رخ می نماید .

این متن شخصیت های خود را به (استهزا’) می گیرد و به دنبال آن بستری که نام (جامعه) رایدک می کشد و به نام دموکراسی آن هم از نوع دینی اش پا فشاری می کند.... و نتیجه اش : خنده ی راوی است ..... (قهقهه ایی که حتی پدر و مادر ش را نیز به سخره می گیرد)......

((دموکراسی)) ....... آه ........ از چه حرف می زنید ؟؟؟!!!!!!!!!

این تنها و بزرگترین حرف این متن در برابر سلطه ایی ست که همه چیز را مثل کادو های تولد بسته بندی شده و با رنگ و لعاب های فراوان هر روز به خورد بره های مطیعش می دهد.....

((دموکراسی))...ایا می شود او را خورد ...... چه مزه ا یست..... چه شکلی ست؟؟



حوزه ی اجرا
_________

متن (دموکراسی) با عناصر ساده ای که تمامن دور و بر (راوی )به وفور یافت می شود دست به آفرینش معنایی طنز آلود می زند :

(مادر) : نماینده ی بخش وابسته به اعتقادات مذهبی که با نوع حجابش (فقط چشم و بینی اش پیداست) می توان فهمید که (چه نوع حجابی!!!!! )دارد.

(پدر):نماینده ی گروهی که از وابستگی های اعتقادی می گریزد:(شلوار لی می پوشد/آستین کوتاه تن می کند/موهایش از موهای مادرم بلند تر است) ....دقیقا در نقطه ی مقابل شخصیت مادر قرار می گیرد

(من) که ظا هرآ بچه ی این دو است !!!!! اگر در این امر هم شکی در بین نباشد؟؟؟؟!!!!.... حالا قرار است این (من) که فرزند ان دو است طرف کدام یک را بگیرد؟؟؟!!!

این 0بچه ی تخس هر دو را به سخره می گیرد هم پدر را که ادای آدم های (امروزی
البته از نوع غربی_ایرانی_شرقی اش!!!!) هم مادر بی نوا ی گیر کرده در شکیات و مستحبات و نماز های غفیله و و حشت و .... را.......

حالا این بچه ی تخس کتاب خوان احتمالآ سرو گوشش جنبان که تحفه ایی از همین سالهای نزدیک است به چه چیز پایبند است ؟؟؟؟

ایا در همین الان به سوالهای من نمی خندد ؟؟؟؟

طنزی که شعر دموکراسی از ان بهره می گیرد طنزی (کالوینو)یی ست.....

((نگاهی به پشت سر اما با خنده))

__________________________________

هیچ چیز در این شعر نشان دهنده ی ((جدی بودن ))نیست ......

از عنوانش بگیرید ........تا قرار گرفتن شخصیت ها در کنار هم.....

توی "فرم درونی" اثر مادر با افراط از حجابش دفاع می کندو پدر با افراط از ازادیش
و جالب اینکه این دو با هم از دواج کرده اند و راوی تخس ما را پس انداخته اند!!!!!
این همه تضاد به شوخی بیشتر شبیه است ...اما شوخی ایی که درد هم دارد
و از همه بیشتر یک(کل)را به درد می اورد..... (کلی) که از تک تک ما شکل گرفته است و دارد به راه کج و معو جش ادامه می دهد و هنوز بین بنیان های اعتقادی و محتواهای تازه بیرون زده از دل کتاب ها و رسانه های جمعی و ...... گیج می خورد.

یک شوخی قشنگ هم با این متن می کند که همان موقعیت دموکراسی در بیرون اوردن و به سخره گرفتنش در جامعه ایست که نه تنها هیچ اعتقادی به دموکراسی ندارد بلکه از این نام که ایرانیزه شده نیز هست به نام (مردم سالاری دینی) یاد می کند تا به ریش همه ی ما قاه قاه بخندد ......

تا بشکه های نفت.......تا لوله های گاز ......از خواب های قشنگ این راوی تخس ما
برود به سرزمین هایی که شاید این همه بره های سر به راه و آزاد!!!!! نداشته باشد.......................

 

نقدی که در بالا امده بررسی شعر (دموکراسی) رامین حاجی کریمیان است که چندی پیش روی شعرش نوشتم.

حال با نگاهی به این شعر در می یابیم که با حد اقل امکاناتی که می توان برای یک متن قائل شد این شعر شکل گرفته است:

سادگی روایت :تک خطی بودن و بدون هیچ گونه ترفندهای تصنعی در روایت.

راوی: اول شخص(من)/ عدم وجود راوی دانای کل : با خواندن روایت شعر به این امر پی می بریم که راوی جایگاه شاعر را در متن ندارد.

کارکتر: کارکتر متن :(من) روایتگر است که خود در سیر روایت جایگاه خود را در خانواده به عنوان فرزند در برابر موقعیت پدر و مادر برجسته می کند.


تخیل: کنش تخیل در این شعر درست در جایی برجسته می شود که خود(کارکتر)
بین مناسباتی که در متن پی ریخته (وضعیتهای ) متضاد را برجسته می کند که این امر با حضور عنصر قدرتمند (طنز) نمودی عینی می یابد ......کارکردی که از اغاز باعنوان شعر:(دموکراسی) پیوندی زیبایی شناسیک در آفرینش محتوا می کند.

بی واسطگی:متن دموکراسی بدون بهره گیری از اجرایی مبتنی بر عناصر اجرایی ادبی نظیر تشبیه / استعاره در جز’/ و دیگر بهره گیری هایی که به شکل غالب در اکثر متون شعری مورد استفاده قرار می گیرد ..... اجرا می شود ...که در این بین عاری از اجرای ایماژیستی تصاویر برای به رخ کشیدن خود است.....که این امر در مورد استفاده های واژگانی هم صدق می کند:
این شعر حتی یک جمله یا گزاره ی شاعرانه ندارد ....که بتوانی به طور جزع به عنوان گزاره ایی که بخواهد شعر بودنش را به رخ بکشد ....آمده باشد.بلکه اجرای شعری آن در روند روایت در برهم زدن منطق محتوایی اثر با روایت های فرامتنی... آفرینش متن خلاقه می کند....کنشی که شاید در داستان بیشتر با آن مواجه شده باشیم تا در شعر.نکته:اجرای ساده یا سادگی در اجرا ....چیزی نیست که بتواند به راحتی جانشین سادگی در روایت (داستان) شود....چرا که در اینگونه سادگی ها وجوه نشانه شناسیک واژه ها/تصاویر/زبان روایی/ کارکترها/و....در خدمت متنی هستند که بربنیان های شاعرانه در نوع به تصویر کشیدن موقعیت ها و کنش های (آنی) کارکترها در وضعیتی که متن پیش روی دارد شکل می گیرد که فشردگی( فرم)
و (سرعت)روایی اثر با توسل به نشانه هایی که در (اجرای متن) از انها استفاده شده ..... به حوزه های فراتری از (خود) پرتاب می شود که شمول معنایی را بر بستری که گستره ی جامعه را دربر می گیرد به خلق محتواهایی بزرگتر دست می زند .

جزئی نگری در اجرا یکی دیگر از المان های این شعر است.....یعنی آفرینش این متن در خرده روایتی است که در سیر آفرینش متن پی ریخته می شود ...متن متوسل به کلان روایت هایی که مثلا در شعرهای گذشته ی ما اتفاق می افتد نمی شود ....
با بضاعت (خود)سراغ سوژه می رود و این تقابل خرده فرهنگی مقابل فرهنگ غالب و در حال گسترش بر بستر جامعه ی راوی قرار گرفته.... صورت بندی های ساختاری خود را بر متن دیکته می کند .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


در ادامه سعی خواهد شد نمونه های دیگری از شعر ها را بیاورم تا مورد بررسی بیشتر قراربگیرد.



پیروز و پاینده باشید

با احترام مهدی حسین زاده..........25/11/1385



|+|
نوشته شده توسط مهدی حسین زاده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385 و ساعت 2:14